بضعه ی احمد....

خرید بک لینک

جان به لب آمده و فرصت گفتاری نیست
غیر غم غم زده را یارِ وفا داری نیست

بین این شهر غریبی چقَدَر مادر جان
که برای غم تومونس وغم خواری نیست

مرهم زخم تو شد گریه ی فرزندانت
غیر این گریه برای تو پرستاری نیست

چیزی از صبح نخوردی و غروب است ولی
پهن در خانه ی ما سفره ی افطاری نیست

دست بردار بشین، دست به دیوار نگیر
بین این خانه برایت به خدا کاری نیست

فضه میگفت که بهتر شده ای چون امروز
دیگر از پهلوی سوراخ توخون جاری نیست

بین دیوار و در آن روز شدی زخمی پس
علت لاغری جسم تو بیماری نیست

بسکه لاغر شدی هردفعه که خوابی مادر
زیر چادرکه توهستی کسی انگاری نیست

بازهم آمده همسایه به ما میگوید :
خانه که جای شب و روز عزاداری نیست

ظلم کردند به تو بضعه ی احمد اما
بهر خونخواهی تو حضرت مختاری نیست

محمد داوری

نگاه حسین...

ما را در سایت نگاه حسین دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 132 تاريخ: سه شنبه 25 دی 1397 ساعت: 19:43

صفحه بندی